محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

107

خلاصة الحكمة ( فارسى )

افشره / افشرج / افشرده افشرج : معرب افشره است كه به عربى عصير نامند و آن مخصوص به آب ميوه‌ها است . محمود سنجرى گفته كه افشرجات ، عصاراتى است كه فراگرفته باشند از نباتات و اثمار ، يعنى ميوه‌هايى كه بوده باشد در آنها آبى كه ماليده ، افشرده و يا كوبيده ، افشرده آب آن را بگيرند و در آفتاب بگذارند تا غليظ شود . و در اين زمان افشرج عبارت است از آب ميوه‌هاى حامض با سركهء انگورى كه آب و قند داخل كرده با طعام بخورند و با عرق‌هاى ترش چون عرق نعناع و سركهء سفيد مقطر يا غير مقطر كه قند داخل كرده با طعام بنوشند و بالجمله هر شربت ترشى كه در آب حل كرده با طعام بخورند افشره نامند . « 1 » افشره / افشرج / افشره تمر هندى / افشره سركه / افشرده افشُرج : معرب از « افشره » فارسى است كه به عربى « عصير » نامند و اصل آن افشرده بود كه به كثرت استعمال افشره شده . آن مخصوص به آب ميوه‌هاى آبدار است كه ماليده و يا كوبيده ، فشرده ، آب آنها را بگيرند خواه بر آتش به قوام آورند كه « رب » نامند و يا در آفتاب گذارند تا غليظ شود كه « عصاره » گويند . و بالفعل عبارت از آب افشردهء ميوه‌هاى آبدار رسيده ترش يا ميخوش مانند انار و آلوبالو و توت و زرشك و يا آب ليمو و يا اترج و يا سركهء انگورى و يا عرق نعناع و يا تمر هندى محلول يا آب انبهء خام و فالسه و جامون كه ميوه‌هاى هندى است يا سماق محلول در آب و امثال اينها است كه صاف كرده و به قدر حاجت قند يا نبات داخل كرده و آب نيز آن مقدار كه خوش طعم گردد و با طعام و يا بدون آن بنوشند يا هر ربّ و شربت ترشى و يا ميخوشى كه در آب حل كنند و بنوشند . طبيعت و افعال و خواص : هر يك راجع به آن چيزى است كه از آن سازند . « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 278 . ( 2 ) . مخزن الادويه ، ص 149 ، مادهء « افشرج » .